اعتقاد نجات دهنده بیمار

﴿ وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفين‌﴾ یعنی هنگامی که مریض می‌شوم او مرا درمان می‌کند.

﴿ وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفين‌[1]

یعنی هنگامی که مریض می‌شوم او مرا درمان می‌کند.

بیماری را به خداوند نسبت نداده است و فرمود که خداوند انسان را شفاء می‌دهد. باید این اعتقاد باشد که اگر قرار است که خوبی حاصل بشود، خوب شدن دست خداوند است.

 انسان باید متوجه باشد که شفاء دست خداوند است.

كَانَ يُسَمَّى الطَّبِيبُ الْمُعَالِجَ فَقَالَ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ يَا رَبِّ مِمَّنِ‌ الدَّاءُ قَالَ مِنِّي قَالَ مِمَّنِ الدَّوَاءُ قَالَ مِنِّي قَالَ فَمَا يَصْنَعُ النَّاسُ بِالْمُعَالِجِ قَالَ يُطَيِّبُ بِذَلِكَ أَنْفُسَهُمْ فَسُمِّيَ الطَّبِيبَ لِذَلِك‌[2]

یعنی حضرت موسی از خداوند سوال می‌پرسد بیماری از کیست؟ خداوند می‌فرماید از من است عرض می‌کند درمان از کیست؟ می‌فرماید از من است عرض می‌کند مردم با معالج چه می‌کند؟ می‌فرماید مردم با او دل خود را خوش می‌کنند.

بنابراین درمان به اذن و به خواست خداوند است. اینگونه درمان روش پیامبران است که هر موقع داروی معرفی می‌کنند می‌فرمایند به اذن خداوند درمان می‌کند. روایتی از حضرت امیر (ع) داریم:

اعْتَلَ‌ الْحُسَيْنُ‌ فَاشْتَدَّ وَجَعُهُ فَاحْتَمَلَتْهُ فَاطِمَةُ فَأَتَتْ بِهِ النَّبِيَّ ص مُسْتَغِيثَةً مُسْتَجِيرَةً فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ ادْعُ اللَّهَ لِابْنِكَ أَنْ يَشْفِيَهُ وَ وَضَعَتْهُ بَيْنَ يَدَيْهِ فَقَامَ ص حَتَّى جَلَسَ عِنْدَ رَأْسِهِ ثُمَّ قَالَ يَا فَاطِمَةُ يَا بُنَيَّةِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الَّذِي وَهَبَهُ لَكِ هُوَ قَادِرٌ عَلَى أَنْ يَشْفِيَهُ فَهَبَطَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ لَمْ يُنْزِلْ عَلَيْكَ سُورَةً مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا فِيهَا فَاءٌ وَ كُلُّ فَاءٍ مِنْ آفَةٍ مَا خَلَا الْحَمْدُ لِلَّهِ فَإِنَّهُ لَيْسَ فِيهَا فَاءٌ فَادْعُ بِقَدَحٍ مِنْ مَاءٍ فَاقْرَأْ فِيهِ الْحَمْدَ أَرْبَعِينَ مَرَّةً ثُمَّ صُبَّهُ عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ يَشْفِيهِ فَفَعَلَ ذَلِكَ فَكَأَنَّمَا أُنْشِطَ مِنْ عِقَال‌[3]

یعنی امام حسین(ع) بیمار شد و بیماری او شدت گرفت حضرت فاطمه(س) او را نزد پیامبر آورد و فرمود ای رسول خدا برای فرزند خود دعاء کند که خوب بشود پیامبر فرمود ای فرزندم خداوند او را به شما هدیه داده است و او بر درمان او قادر است جبرئیل نازل شد و عرض کرد یک لیوان آب بیاورند و 40 مرتبه سوره حمد بر آن بخوان و از آن روی حسین بریز زیرا خداوند او را درمان می‌کند و پیامبر این کار را انجام داد و او خوب شود.

اولین قدم این است که بدانیم خداوند این فرزند را به شما هدیه داده است. اولین فکر مسلمان باید این باشد که خداوند به شما حیات داده است و او توانا بر درمان شما است. وقتی انسان متوجه بشود که امور دست خداوند متعال است دیگر ناامید نمی‌شود.

تلقین طب امروز بر درمان نداشتن بیماری، کشنده است. بلکه عمر دست خداوند است.

اولین سخن پیامبر این بود که خداوند فرزند را به شما داد و او توانا بر درمان آن است. این سبب امید می‌شود.

پیامبر امر را به خداوند موکول کرد و خداوند جبرئیل را نازل فرمود بنابراین اگر ما درمان را به خداوند موکول کنیم خداوند هم درمان را نازل می‌کند.

علم بشر به این نمی‌رسد که چگونه پاشیدن آب درمان است. آب درمان نیست ولی وقتی 40 مرتبه به آن سوره حمد بخواند درمان می‌شود. دانشمند ژاپنی تاثیر کلام زیبا بر مولکول های آب را اثبات کرده است.

آب با خواندن سوره حمد تبدیل به دارو می‌شود. چیزی که دارو نیست می‌تواند با امواج کلام تبدیل به دارو بشود. اگر حمد نیازی نبود جبرئیل نمی‌فرمود که حمد بخوان. این گونه درمان ها یک سنخ دارو و درمانی است که در دنیا هنوز شناخته شده نیست.

روایتی از حضرت امیر (ع) داریم:

أَنَّ رَجُلًا شَكَا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَجَعاً يَجِدُهُ‌ فِي‌ جَوْفِهِ‌ فَقَالَ خُذْ شَرْبَةَ عَسَلٍ وَ أَلْقِ فِيهَا ثَلَاثَ حَبَّاتِ شُونِيزٍ أَوْ خَمْساً أَوْ سَبْعاً وَ اشْرَبْهُ تَبْرَأْ بِإِذْنِ اللَّهِ فَفَعَلَ ذَلِكَ الرَّجُلُ فَبَرَأَ[4]

یعنی مردی به رسول خدا از درد دل شکایت کرد فرمود یک قاشق عسل بردار و سه دانه یا پنج یا هفت دانه سیاهدانه در آن بریز و آن را بنوش به اذن خداوند خوب می‌شوی و این کار را انجام داد و خوب شد.

پیامبر با این همه قدرت فرمود به اذن خداوند خوب می‌شوی بنابراین دکترهای ما نیز باید همین گونه رفتار کنند و درمان را به خداوند متعال نسبت بدهند.

روایت دیگر می‌فرماید:

كُلُوا مَا يَسْقُطُ مِنَ‌ الْخِوَانِ‌ فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ بِإِذْنِ اللَّهِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يَسْتَشْفِيَ بِه‌[5]

یعنی آچه از ظرف غذا بیرون می‌ریزد را بخورید زیرا در آن درمان از همه بیماری ها است به اذن خداوند متعال برای کسی که از آن درمان اراده کند.

همه چیز باید موکول به اذن خداوند بشود.

كُلُوا الْكُمَّثْرَى‌ فَإِنَّهُ يَجْلُو الْقَلْبَ وَ يُسَكِّنُ أَوْجَاعَ الْجَوْفِ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى‌[6]

یعنی گلابی بخورید زیرا قلب را جلا می‌بخشد و دردهای درون را ساکن می‌کند به اذن خداوند متعال.

روایت دیگر می‌فرماید:

إِنَّ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ع قَالَ دَاوَيْتُ‌ الْمَرْضَى‌ فَشَفَيْتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّه‌[7]

یعنی حضرت عیسی فرمود بیماران را درمان کردم و آن ها را شفاء دادم به اذن خداوند متعال.

در روایت دیگر آمده است:

اشْفِنِي‌ يَا شَافِي‌ لَا شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُكَ شِفَاءً‌[8]

یعنی من را درمان کن ای درمان کننده و درمانی نیست مگر درمان تو

[1] سوره شعراء، آیه 80.

[2] علل الشرائع، شیخ صدوق، ج2، ص525.

[3] دعائم الاسلام، قاضی نعمان، ج2، ص146.

[4] دعائم الاسلام، قاضی نعمان، ج2، ص135.

[5] المحاسن، برقی، ج2، ص444.

[6] المحاسن، برقی، ج2، ص553.

[7] بحارالانوار، مجلسی، ج14، ص323.

[8] الکافی، کلینی، ط اسلامیه، ج2، ص567.

موضوع: 

افزودن دیدگاه جدید